أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )
31
فتوح البلدان ( فارسى )
بكوچانيد - خداوند تبارك و تعالى در حق ايشان گفت : هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ « 1 » ، كه حشر همان جلاست ، و آن اموال از مقولهء : مما لم يوجف المسلمون عليه بخيل و لا ركاب به شمار بود . پس رسول الله ( ص ) به انصار گفت : برادران مهاجر شما اموالى ندارند ، لذا اگر خواهيد اين اموال و دارايى خودتان را جميعا بين شما و ايشان تقسيم كنم ، و گر نه شما اموال خود نگاه داريد و من اين مال را تنها بين ايشان بهر كنم . پس گفتند اين اموال را ميان آنان بخش كن و از اموال ما نيز هر چه خواهى بهرهء ايشان ساز ، پس اين آيت نازل شد كه : وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ « 2 » . آنگاه ابو بكر گفت اى جماعت انصار ، خداوند شما را جزاى خير دهاد . به خدا سوگند كه مثال ما و شما به چيز ديگرى ماننده نيست ، مگر همان كه غنوى « 3 » گفت :
--> ( 1 ) . الله ، اوست كه آن ناگرويدگان اهل تورات را بيرون كرد از سرايهاى خويش و از خانومانهاى خويش ، نخست فراهم آوردن خلق را ( چنان كه ديده مىشود واژهء حشر در تفسير خواجه عبد الله به معنى گرد آوردن مردم ذكر شده ، حال آنكه بلاذرى مفهوم ديگر اين كلمه يعنى جلاء و كوچ را مورد نظر داشته است . بنا به گفتهيى ، اول الحشر ، جلاى يهود از مدينه و حشر ثانى جلاى ايشان از جزيرة العرب به شام در ايام عمر بن خطاب بوده است . به قولى ديگر حشر اول ، حشر يهود از مدينه و حشر ثانى مربوط به روز قيامت است - به همان تفسير مراجعه شود ) . ( 2 ) . و بر خود مىگزينند ( ترجيح مىدهند ) هر چند كه خود نيازمندند ( سورهء حشر ، آيهء 9 ) . ( 3 ) . طفيل بن عوف بن ضبيس بن دليف بن كعب بن عوف از عشيرهء غنى ، شاعر تواناى عهد جاهليت . براى روشن شدن زمينهء اشعار متن به اختصار يادآور مىشود كه غنى يكى از عشيرههاى كوچك عربى منشعب از قبيلهء قيس بوده و در معرض تاخت و تاز قبايل نيرومندتر قرار داشته است ، و از همين رو حاميانى از طوايف قدرتمند